اما به یاد داشته باشیم همانطور که باید در هر کاری تعادل را رعایت کنیم در ریسک کردن نیز باید متعادل عمل کنیم.
مدیریت ریسک چیست | قوانین مرتبط با ریسک در سرمایه گذاری
شاید همگی شنیده باشیم که میگویند ۹۰ درصد افرادی که وارد بازارهای مالی می شوند شکست می خورند و تنها ده درصد برنده از میدان خارج می شوند. آیا به علت این موضوع فکر کرده اید؟ بهطورقطع هنگامیکه فردی بهتازگی وارد دنیای معامله گری می شود و این اعداد و ارقام به گوشش می خورد با خود می گوید من می خواهم جزء آن ده درصد برنده باشم. پس چه می شود که بعد از مدتی معامله گری را رها می کند. تفاوت میان افراد برنده و بازنده در چیست؟ اینجاست که مفهوم مدیریت ریسک اهمیت پیدا کرده و نقش آن در معاملاتمان پررنگ می شود.
عدم قطعیت برای یک معامله گر در بورس
ما در دنیایی زندگی می کنیم که عدم قطعیت و نامعلومی بر آن حاکم است. از نتیجه هیچ کاری باخبر نیستیم و بههیچوجه نمی دانیم که آینده چه چیزی برایمان به ارمغان می آورد. حال زندگی یک معامله گر را در نظر بگیرید. او نیز مانند بقیه درگیر عدم قطعیت است و نامعلومی. از صبح که بازار باز می شود تا زمانی که در بازار است و معامله باز دارد با شرایطی پرریسک مواجه است. پس بهترین کار برای او این است که ریسک را بهخوبی شناخته و درک کند و بهجای ترسیدن، آن را کنترل نماید.
نقش مدیریت ریسک در سرمایه گذاری ها
بسیاری افراد بهمحض شنیدن کلمه ریسک به یاد خطر می افتند و آن را بهنوعی معادل با خطر کردن می پندارند. آنها دوست دارند تا جایی که امکان دارد از ریسک کردن پرهیز کنند. اما موضوع این است که این طرز فکر اشتباه بوده و ریسک کردن معادل با خطر کردن نیست. نمی توان مدیریت ریسک را نادیده گرفت یا آن را حذف کرد. ریسک در ذات هر فعالیت نهفته است و اساساً ماهیت زندگی بر مبنای ریسک است. بنابراین یکی از رمزهای موفقیت این است که بدانید چه ریسک هایی را در نظر بگیرید و مطمئن شوید که آن ریسک ها منطقی هستند. همواره به یاد داشته باشید که اگر ریسک نکنید، چیزی یاد نمی گیرید و نمی توانید هیچ کار با ارزشی انجام دهید. بنابراین، قانون زندگی ایجاب می کند که به مبحث ریسک بهطورجدی پرداخته شود. ریسک ها را بخشی از زندگی خود کنید، طوری که خودخواسته اتفاق بیافتند و تحت کنترل شما باشند، نه اینکه بهصورت تصادفی و خارج از کنترل رخ دهند.
اما موضوع این است که افراد یا خیلی زیاد ریسک می کنند یا اصلاً تمایلی به ریسک کردن ندارند. همانطور که اجتناب از ریسک به هر قیمتی، یک اشتباه محسوب می شود و می تواند فرصت های خوب را از بین ببرد، در نظر گرفتن ریسک بسیار زیاد نیز می تواند به معنای ورشکستگی مالی یا نابودی باشد.
قوانینی برای مدیریت ریسک
برای آنکه یک معامله گر بتواند بهجای اجتناب از ریسک، آن را بپذیرد باید قوانینی را برای خود وضع نماید. مدیریت ریسک و کنترل آن مسأله پیچیده ای نیست و با انجام کارهایی ساده می توان بهخوبی بر آن تسلط یافت. تا جایی که با انجام ریسک های منطقی موفقیت در زندگی و سودآوری در معامله گری نصیبمان خواهد شد.
انعطاف پذیری در پذیرش ریسک
در مبحث پذیرش ریسک در معامله گری انعطاف پذیری مهمترین اصل است. ازآنجاکه ما از آینده خبر نداریم، باید آمادگی رخ دادن هر اتفاقی را داشته باشیم. بسیاری از اوقات آنچه منتظرش هستیم رخ نمی دهد، در این صورت اگر انعطاف نداشته باشیم خود را در موقعیت های بدون راهحل گرفتار کرده ایم. اگر از ابتدا فقط به یک نتیجه خاص فکر کنیم در صورت محقق نشدن آن نتیجه و نداشتن آمادگی لازم برای نشان دادن واکنشی مناسب، عواقب بدی گریبان گیرمان می شود. ولی اگر منعطف باشیم و به تغییر شرایط عکس العمل درستی نشان دهیم، بهمراتب ضرر کمتری متوجه ما خواهد شد. بهتر است همواره گفته فیلسوف بزرگ را آویزه گوشمان کنیم که “تنها چیزی که همیشه ثابت و بدون تغییر می ماند، همانا خود تغییر است.” بازارها همواره در حال تغییر هستند بنابراین این بیانیه در دنیای معامله گری بیش از هر جای دیگری صادق است. ذکر این نکته ضروری است که انعطاف پذیر بودن بدین معنا نیست که با دیدن اولین ضرر استراتژی معاملاتی خود را تغییر دهیم، بلکه بدین معنی است که ارزیابی صحیحی از شرایط بازار و موقعیت های معاملاتی داشته باشیم و با استفاده از دانش و اطلاعاتی که در اختیار داریم بتوانیم هرلحظه تصمیم مناسبی اتخاذ نماییم و بدانیم که با تغییر بازارها گاهی لازم است در قوانین و استراتژی های خود تغییراتی ایجاد نماییم تا بتوانیم خود را با بازار سازگار کنیم.
طرح ریزی برنامه ای مناسب و داشتن برنامه ای جایگزین
بهجرئت می توان گفت که ما نمی توانیم ریسک را بهطور کامل حذف کنیم، اما یکی از روش های خوب برای کنترل ریسک داشتن برنامه ای مناسب است. برنامه ای که در آن از ابتدا کلیه احتمالات را در نظر بگیریم. معامله گری را در نظر بگیرید که سهامی را به امید دستیابی به سود خریداری کرده و شاهد رشد سهام است و هرروز خبرهای مثبتی در مورد سهام مدنظرش می شنود. او سهام خود را نگه می دارد تا در موقعیت مناسب تری آن را بفروشد و سود بیشتری کسب کند. اما ناگهان سهام ریزش می کند و نهتنها سودهای کسبشدهاش از بین می روند بلکه متضرر نیز می شود. اکنون او پر از حسرت و نگرانی است. آنقدر که حتی نمی داند کار درست چیست. آیا سهام را در ضرر بفروشد یا آن را به امید سود مجدد نگه دارد. اگر این معامله گر از ابتدا برنامه ای مناسب برای سهام خود داشت، اکنون مستأصل نمی شد. برنامه ای که در آنهمه چیز ازجمله حجم معامله، نقطه ورود، نقطه خروج با سود و نقطه خروج با ضرر مشخصشده باشد. بنابراین لازم است که از ابتدا برنامه ای واضح و شفاف را برای خود ترسیم نماییم. پسازآن، برنامه جایگزینی را نیز طرح کنیم که اگر برنامه اول مطابق میلمان پیش نرفت، برنامه دوم را رو کنیم.
در نظر گرفتن بدترین نتایج
همانطور که در کارهای پروژه ای، مدیر پروژه همه حالت های ممکن را پیش بینی می کند ریسک معامله شکست ها و حتی بدترین حالتی که ممکن است رخ دهد را در نظر می گیرد، یک معامله گر نیز باید پیش از ورود به معامله به بدترین حالت ممکن فکر کند. اگر قبل از انجام معامله بدانیم که احتمال متضرر شدن در معامله بالا است، در صورت رخ دادن چنین اتفاقی، ازلحاظ روحی آسیب نخواهیم دید و بهطورقطع تحمل ضرر برایمان آسانتر خواهد بود.
مشخص کردن آستانه تحمل
ازآنجاکه می دانیم ممکن است معامله در ضرر بسته شود، پس آستانه تحمل یا همان میزان ریسک خود را از ابتدا تعیین می کنیم. باید از همان ابتدا، یعنی پیش از ورود به معامله، مقدار ضرری که می توانیم متحمل شویم را مشخص نماییم. بدین ترتیب در صورت مواجهشدن با ضرر نه حساب مالیمان نابود می شود و نه احساسمان.
تمرکز کمتر بر نتایج
یکی از مشکلاتی که بیشتر انسان ها با آن دستوپنجه نرم می کنند تمرکز بر نتایج است. اگر نتیجه کاری خوب از آب درآمد، آن کار خوب بوده و اگر نتیجه کاری بد پیش رفت آن کار از ابتدا بد بوده است. در معامله گری هم اوضاع بر همین منوال است. اگر معامله ای سودده شد، آن معامله، معامله خوبی بوده و اگر ضررده شد، معامله بدی بوده است. اما حقیقت این است که ماجرا فراتر از این حرفها است. نتیجه یک کار یا یک معامله به عوامل مختلفی بستگی دارد که شاید بسیاری از آنها از کنترل ما خارج باشند. تنها کاری که ما می توانیم انجام دهیم این است که بر تصمیماتمان تمرکز کنیم نه بر نتایج حاصل از آنها. بهطور مثال، پیش از آنکه وارد معامله ای شویم آن معامله را بهخوبی و با دقت زیاد تحلیل کنیم و همه جوانب امر را در نظر بگیریم. حد سود و حد ضرر را تعیین نماییم و پس از اطمینان از اینکه مطابق با استراتژیمان عمل می کنیم وارد معامله شویم. حال بهترین کار این است که از ابتدا فرض کنیم قرار است معامله ضررده شود. درواقع به این فکر کنیم که می خواهیم مبلغی را هزینه کنیم تا ببینم نتیجه معامله سودآور خواهد بود یا نه. پس از بسته شدن معامله نتیجه هر چه شود ما ازلحاظ روحی مصون خواهیم بود. اگر سودآور شود بیشازحد خوشحال نمی شویم و احساس نمی کنیم که حق با ما بوده و اگر ضررده شود نیز نابود نخواهیم شد.
بنابراین بهترین کاری که بهعنوان یک معامله گر می توانیم انجام دهیم این است که بهجای آنکه بر نتایج معامله متمرکز شویم، بر تصمیمات تمرکز کنیم. چراکه تصمیمات تحت کنترل ما هستند اما نتایج نه. پس منطقی نیست که بر مواردی تمرکز داشته باشیم که بر آن اختیار نداریم.
غلبه بر ترس
هرکسی به دلیلی از ناشناخته ها و عدم قطعیت می ترسد اما شاید وقت آن رسیده که با ترس های غیرضروری و غیرمنطقی خود خداحافظی کنیم. ترس موجب می شود که بیشازحد به احساسات توجه نماییم و توانایی تفکرمان کاهش می یابد، بنابراین فرآیند تصمیم گیری ما را تحت تأثیر خود قرار می دهد. عاقلانه نیست که به ترس هایمان اجازه دهیم بر زندگیمان حاکم شوند. هر چه ترس کمتر شود به ریسک کردن اشتیاق بیشتری پیدا می کنیم. گاهی ترس موجب می شود که بی دلیل و بدون منطق از جمع پیروی کنیم. معامله گرانی که با ترس غیرمنطقی دستوپنجه نرم می کنند ممکن است در ابتدا به دلیل ترس از ضرر وارد معامله نشوند، اما وقتی می بینند که دوستانشان سودهای بسیار خوبی به دست آورده اند احساس می کنند درآمد ساده ای را ازدستدادهاند. بنابراین وارد معامله می شوند، غافل از اینکه در انتهای بازار صعودی قرار دارند. بهترین کار برای غلبه بر ترس این است که با خود فکر کنید اگر قرار است این کار را انجام بدهم، باید دل به دریا بزنم و هر چه زودتر وارد عمل شوم.
تعادل در ریسک
بهطورقطع وقتی صحبت از مدیریت، کنترل و ایجاد تعادل در ریسک پیش می آید، همانقدر که پذیرش ریسک برای افراد ریسک گریز و رفتن در دل ماجرا اهمیت پیدا میکند، افراد ریسک پذیر نیز باید توانایی لحظه ای صبر و تفکر در مورد عواقب در نظر گرفتن ریسک بیش از حد را بیاموزند. برخی معامله گران بهجای آنکه از ریسک بهعنوان ابزاری در جهت بهبود معاملات و کسب سودهای منطقی استفاده کنند بهنوعی به دنبال هیجان و شرط بندی در معاملات هستند. آنها پس از مدتی به مقدار ریسک فعلی عادت می کنند و مانند افراد معتادی که پس از مدتی به دوز بالاتری از مواد مخدر نیاز پیدا میکنند، مجبور می شوند با ریسک های بالاتری وارد معاملات شوند. بنابراین این نکته را به خاطر بسپاریم که نادیده گرفتن خطر و عمل کردن بهگونهای که گویی چیزی به ما آسیب نمی رساند نیز بهاندازه اجتناب از ریسک، غیرمنطقی است.
صحبت پایانی
درنهایت باید گفت اگر می خواهیم جزء ده درصد افراد برنده باشیم باید دیدگاه مثبتی راجع به ریسک داشته باشیم. از ریسک کردن نترسیم. ریسک را دوست خود بدانیم. اجازه ندهیم که ریسک بر ما مسلط شود بلکه آن را تحت کنترل خود درآوریم و بر آن تسلط یابیم. بپذیریم که ریسک در سرشت معامله گری وجود دارد و مهمتر از آن، در ذات زندگی نهفته است. بدانیم که معامله گری نیز فرقی با بقیه مشاغل نمی کند و باید با ریسک مختص به آن مواجه شویم و با رعایت چند نکته ساده و نهادینه کردن آنها در وجودمان ریسک را چنان مدیریت کنیم که ما را به سمت سودآوری و زندگی موفق هدایت کند.
اما به یاد داشته باشیم همانطور که باید در هر کاری تعادل را رعایت کنیم در ریسک کردن نیز باید متعادل عمل کنیم.
آشنایی با انواع استراتژیهای پوشش ریسک مالی در ارزهای دیجیتال
استراتژیهای مربوط به پوشش ریسک مالی جهت به حداقل رساندن هزینه گام برداشتن در جهت عکس روند بازار طراحی شدهاند. اگر قرار باشد از افول بازار سهام واهمه داشته باشید و یا تنها به دنبال حفظ وضع موجود شرایط کاری خود در بازاری نا پایدار باشید، میتوانید بهره زیادی از انواع مختلف استراتژیهای پوشش ریسک مالی ببرید.
اگر به تازگی با مفهوم استراتژی پوشش ریسک مالی آشنا شدهاید، در مطلب حاضر قصد داریم تا اطلاعاتی مفیدی در خصوص این نوع از استراتژی ها در اختیارتان قرار دهیم.
احتمالا بارها شنیدهاید که سرمایه گذاران بحران زده در حال خرید سودهای تحت الحمایه و پوشش ریسک مالی هستند. این کار یکی از راههای دریافت سهام پوشش ریسک مالی است. البته راههای دیگری هم برای حمایت از کسب و کار شما وجود دارد.
اگر به دنبال استفاده از مشتقات استراتژیهای پوشش ریسک مالی هستید، تنها هنگامی میتوانید از این دست استراتژیها استفاده نمایید که رویکردی بالا به پایین اتخاذ کنید. اگر به دنبال اتخاذ رویکرد بالا به پایین هستید، باید از قرار گرفتن در موقعیتهایی که شما را در معرض مواجهه با انتخاب ابزار غلط برای جلوگیری از معاملات قرار میدهند، اجتناب کنید.
در مطلب حاضر، به دنبال توضیح استراتژی پوشش ریسک مالی فارکس و چگونگی استفاده آسان از بسیاری از ارزها هستیم که در استراتژی پوشش ریسک مالی مورد استفاده قرار میگیرند هستیم. اما ابتدا اجازه دهید تا در مورد چیستی خطر و استراتژی پوشش ریسک یا همان خطر مالی صحبت کنیم.
مفهوم پوشش ریسک در مباحث مالی:
اساسا، بحث پوشش ریسک مالی زمانی به میان میآید که شما به دنبال جبران ریسک و ضرر هستید. به علاوه، پیش از آغاز یک کسب و کار تحت پوشش ریسک مالی باید مطمئن شوید که میان دو معامله آغاز شده نوعی همبستگی منفی وجود دارد.
به عبارت دیگر، استراتژیهای پوشش ریسک مالی این شانس را در اختیار شما قرار میدهد که میزان شکست و باخت مالی خود را با استفاده از استراتژی توقف باخت محدود نمایید.
توقف باخت مالی یکی از ابزارهای مهم مورد استفاده در تجارت فارکس جهت محدود سازی ضرر مالی ناشی از پیش نرفتن محاسبات تجاری بر اساس برنامههای از پیش تعیین شده به حساب میآید. اگر شما نتوانید افول در کسب و کار خود را از طریق استفاده از ابزار توقف باخت مالی مدیریت کنید، آنگاه نمیتوانید متوقع دستیابی به موفقیت در بلند مدت باشید.
کار استراتژیهای پوشش ریسک مالی نیز در راستای همین ابزار و محدود سازی ضرر وارده مالی به سرمایه گذاران و تجار است. مزیت پوشش ریسک مالی این است که شما میتوانید در صورت عدم دستیابی به موفقیت در یک معامله تجاری از مدل تجاری با پوشش ریسک مالی جهت پوشش ضررهای وارده به خود استفاده نمایید.
اما بزرگترین سوء تفاهم موجود در میان تجار خرد این است که فکر میکنند استراتژی پوشش ریسک مالی فارکس به معنای قرار دادن کسب و کار تازه آغاز شده یک سرمایه گذار تحت پوشش این سیستم است. در شرایط حرفهای، استراتژی پوشش ریسک، شامل یک سرمایهگذاری ثانویه میباشد که قیمت آن، همواره در جهت عکس سرمایهگذاری اولیه حرکت میکند.
برای مثال سرمایهگذار میتواند، با تنظیم قرارداد آتی، سهام خود را به قیمتی مشخص در آینده به فروش رساند. در این صورت نوسانات بازار، تاثیری بر قیمت سهام خریداری شده، نخواهد داشت و سرمایهگذار این سهام را در زمان آتی، با قیمتی مشخص، به فروش خواهد رساند. گرچه پوشش ریسک، تنها محدود به فروش در قیمتی مشخص، از طریق قرارداد آتی نیست.
سرمایهگذار همچنان میتواند با ورود به دو بازار، که افت و خیز قیمتها در بازارهای مورد نظر، اغلب در جهت عکس یکدیگر حرکت میکنند، ریسک سرمایهگذاری خود را کاهش دهد. برای مثال سرمایهگذار میتواند از یک سو با خرید ارز، (برای نمونه دلار آمریکا) در بازار فارکس و از سوی دیگر، خریداری فلزات گران بها، (برای نمونه طلا) ریسک سرمایهگذاری خود را کاهش دهد.
تنها استراتژی پوشش ریسک مالی فارکس نیاز به خرید و فروش همزمان در همان جفت دارد. پوشش ریسک مالی فارکس بیشتر برای توقف سود یا زیان در هنگام معامله استفاده میشود. بنابراین، اگر شاخص بازار رو به افزایش است و شما از آن عقب هستید هستید، ممکن است بخواهید موقتا موقعیت خود را حفظ کنید تا بازار به نفع شما باز گردد.
این تنها یک بخش موضوع برای درک این است که مبادله فارکس چیست.
تجار و معامله گران همچنین میتوانند به تکنیک تله فکر کنند. یعنی زمانی که ما به طور کامل با بن بست مواجه میشویم، میتوانیم هفتهها و ماهها بدون حرکتی رو به جلو، کسب و کار عادی و ساکن خود را ادامه دهیم. با این حال، هنگامی که دوباره فکر کنید و عوامل دیگر مانند هزینه حمل را در نظر بگیرید، استراتژی پوشش ریسک مالی فارکس میتواند ناگهان منجر به ایجاد تلفات بزرگتر شود.
بیایید در حال حاضر به هسته و پیچ و مهره اجزای انواع استراتژیهای مختلف پوشش ریسک بپردازیم.
انواع استراتژیهای پوشش ریسک مالی:
اگر بخواهید از استراتژی پوشش ریسک مالی با بهره گیری از واسطه فارکس استفاده نمایید، این کار امکان پذیر نخواهد بود. دلیل آن هم این است که استفاده از پوشش ریسک مالی در سال ۲۰۰۹ توسط CFTC ممنوع اعلام شده است. با اینحال، اگر بخواهید میتوانید با استفاده از قوانین و مقررات FIFO از ارزهای مختلف برای پوشش ریسک مالی تراکنشهای خود استفاده نمایید.
اکنون، میخواهیم یکی از استراتژیهای پوشش ریسک مالی فارکس را به شما معرفی کنیم که می توان از آن در بهره گیری از پوشش ریسک مالی مناسب استفاده کرد. ممکن است این مطلب را چند بار بخوانید و باز هم فکر کنید که هیچ وقت آن را نخواندهاید.
تنها کافی است تا به یاد آورید که هنگامی که شما یک ارز مشخص را خریداری میکنید، همواره همان ارز را خریداری خواهید نمود و ارز دیگری را نیز خواهید فروخت. بر عکس، زمانی که شما همواره ابتدا یک ارز را به فروش میرسانید، ارز دیگری به جای آن خواهید خرید. بنابراین، این یکی از کارهایی است شما باید انجام دهید.
اجازه دهید یکی از نمونههای استراتژیهای پوشش ریسک را که در آن شما دلار آمریکا و ین ژاپن خریداری میکنید را بررسی کنیم. اگر بخواهید از استراتژی های پوشش ریسک استفاده نمایید باید دلار و یورو بخرید. اما در صورتیکه بخواهید یورو و ین بخرید باید بدانید که سیستم دلار هر دو را بی اثر خواهد کرد.
اکنون برای استفاده از پوشش ریسک مالی باید یورو و ین خود را بفروشید.
این سه تراکنش در مجموع یک پوشش ریسک مالی را برای شما به وجود خواهند آورد.
اما سوال اینجاست که چرا این سه با یکدیگر یک پوشش ریسک مالی را به وجود خواهند آورد؟
دلیل چنین رخدادی این است که در سیستم یورو شما هر دو گزینه خرید و فروش را در اختیار دارید. در سیستم دلار نیز اکنون گزینههای خرید و فروش را در اختیار دارید و این موضوع در مورد ین ژاپن هم صدق میکند. این نمونهای از یک پوشش ریسک مالی کامل است و همچنین نمونهای کامل از استراتژیهای پوشش ریسک مالی که از سیستم چند ارزی بهره میگیرد.
توجه داشته باشید که به هنگام استفاده از این استراتژی، تکنیک اصلی این است که مطمئن شوید که امکان خرید و فروش تراکنشهای مالی را در اختیار دارید که یکدیگر را ملغی میکنند. نمودار زیر تعدادی از پوششهای ریسک مالی جایگزین را نشان میدهد که شما میتوانید از آنها نیز بهره بگیرید.
اکنون به استراتژیهای پوشش ریسک مالی دیگر توجه نمایید:
استراتژیهای پوشش ریسک مالی طلا
اگر به دنبال حفاظت از خود در برابر تورمهایی با نرخ بالا هستید، طلا میتواند پوشش ریسک مالی مناسبی برای شما ایجاد کند. قیمت طلا به هنگام از کنترل خارج شدن تورم، میتواند سود سرشاری را نصیب شما کند. اما طلا هم پوشش ریسک مالی ضعیفتری در برابر دلار به حساب میآید. به عبارت دیگر، میان قیمت طلا و دلار ارتباط معکوسی وجود دارد. اگر قیمت طلا بالا برود، قیمت دلار افت خواهد کرد و بر عکس.
به لحاظ تاریخی، طلا همواره نوعی سرمایه معادل پول به حساب میآمده است. به همین دلیل هم پوشش ریسک مالی مناسبی در برابر افت دلار و یا تورمهای شدید به حساب میآید.
پوشش ریسک مالی اختیارات
اختیارات از دیگر پوشش های ریسک مالی به حساب میآیند که به شما کمک میکنند تا از اندوخته تجاری خود محافظت کنید. شما میتوانید این نوع از استراتژی را با فروش یک گزینه اتخاذ کرده و با خرید یک گزینه دیگر ادامه دهید و بالعکس. گزینهها همچنین یکی از ارزان ترین روشها ریسک معامله شکست ها برای محافظت از سرمایه تجاری شما هستند.
استراتژی پوشش ریسک مالی فارکس با استفاده از دو جفت ارز
بسیاری از استراتژیهای پوشش ریسک مالی وجود دارند که میتوانید به عنوان یک معامله گر فارکس از آنها استفاده کنید. شناخت رابطه قیمت بین جفت ارزهای مختلف میتواند به کاهش ریسک کمک کرده و استراتژی های پوشش ریسک مالی شما را اصلاح کند.
با استفاده از دو جفت ارز مختلف که همبستگی مثبت و یا رابطه منفی دارند، می توانید نوعی پوشش ریسک مالی ایجاد کنید.
به عنوان مثال سیستم ارزی دلار – یورو تا ۸۳ درصد با دلار – ین وابستگی معکوس دارند. در این صورت، میتوانید دلار – یورو را برای بلند مدت خریداری کرده و برای کوتاه مدت نیز ارزهای دلار – ین را انتخاب نمایید. تنها مشکل این استراتژی این است که شما در معرض سیل تورم ناشی از یورو و ین قرار خواهید گرفت.
به عبارت دیگر، اگر استراتژی های یورو در برابر دیگر ارزها باشد، آنگاه موقعیتی پیش خواهد آمد که سیستم یورو – دلار دیگر نمیتواند دلار – ین را خنثی کند.
استراتژی پوشش ریسک مالی نفتی
برخی ارزها به شکل مستقیم تحت تاثیر قیمت ارز قرار دارند. یکی از نمونههای مهم این دسته از ارزها دلار کانادا است. معمولا نوعی همبستگی مثبت میان قیمت نفت و نرخ دلار کانادا در بازار وجود دارد. زمانی که قیمت نفت بالا می رود، قیمت دلار آمریکا و دلار کانادا پایین میآید.
در این صورت، میتوانید از استراتژی پوشش ریسک مالی نفتی برای پوشش ریسک مالی خود در مبادله دلارهای کانادا و آمریکا استفاده نمایید. شما همچنین میتوانید از دلار کانادا و آمریکا در بلند مدت استفاده کرده و از موقعیت نفت در کوتاه مدت بهره ببرید.
نتیجه گیری:
تجار خرد عمدتا بنا به دلایل روانشناختی به کسب و کار خود روی میآورند و نه این دلیل که کسب و کار آنها الزاما خوب و پر سود است. با استفاده از استراتژیهای پوشش ریسک مالی میتوانیم به این احساس دست پیدا کنیم که حداقل در مورد زمینه فعالیت تجاری خود اشتباه نمیرویم. تنها زمانی را صبر کرده و سپس وقتی همه چیز رو به راه شد، این استراتژیها را کنار گذاشته و به توسعه کسب و کار خود ادامه میدهیم.
این مهم نیست که شما کدام یک از استراتژی های پوشش ریسک مالی را مورد استفاده می دهید، مهم این است که متوجه باشید که هیچ چیز مجانی به دست نمیآید. استفاده از استراتژی های پوشش ریسک مالی درست مانند بیمه شما در برابر باخت و ورشکستی عمل می کند.
استراتژی پوشش ریسک مالی فارکس راهی مناسب برای حد اقل رساندن ریسک تجاری کسب و کار شماست. این استراتژی نه تنها شما را در برابر خطرات ناشی از باخت مالی حفظ می کند، بلکه می تواند برای شما سودزا نیز باشد.
راه های کسب درآمد از بازارهای مالی و شیوه فراگیری دانش آن چگونه است؟
با عضویت در کانال تلگرامی سایت هوش فعال میتوانید از آموزش ها و مقالات منتشر شده در کانال استفاده نمایید و همچنین از اخبار اقتصادی مرتبط نیز که در کانال منتشر می شود استفاده کنید لینک عضویت در کانال تلگرام
امروزه با گسترش بازار های مالی و همچنین رشد فناوری ارتباطی و فراگیر شدن اینترنت، دسترسی افراد به بازارهای مالی ساده و سریع گشته است.این امر از طرفی یک مزیت فوق العاده برای کسب درآمد می باشد و از طرفی یک خطر بالقوه برای افرادی می باشد که علم تجارت در این بازار ها را ندارند.
بازارهای مالی باتوجه به ساختاری سود سازی که دارند بسیار جذاب می باشند و همین امر باعث می گردد برخی افراد برای کسب سود بدون داشتن علم کافی در این زمینه قمارگونه دست به معامله بزنند و دچار شکست ها و ضررهای سنگینی شوند.
برای ورود به بازار های نیاز به یادگیری چه علومی داریم
برای اینکه با چشم باز وارد یک بازار مالی شویم و بتوانیم از آن بازار مالی کسب سود کنیم نیاز است موارد زیر را بیاموزیم.
- آشنایی با ساختار کلی بازار مالی مورد نظر : به عنوان مثال اگر قصد معاملهدر بازار بورس تهران را داریم باید با مفاهیم پایه بورس آشنایی داشته باشیم.
- آشنایی با مدیریت سرمایه : این موضوع به ما کمک می کند تا در معاملات خود با سرمایه ای مناسب وارد شود تا اینگونه سود های ما افزایش یابد و ضرر های معاملات منطقی و قابل تحمل گردد.
- روانشناسی معامله : بسیاری از افراد با اینکه تحلیلگر خوبی هستند و علم کافی در مورد بازار و شیوه معامله در بازار مورد نظر خود را دارند، ولی چون نمی توانند بر احساسات خود فائق آیند معمولا در معاملات شکست می خورند. روانشناسی معامله به معامله گر کمک می کند تا بتواند معاملاتخود را با تسلط یافتن بر احساسات به پیروزی های شیرین بدل گرداند.
- تحلیل تکنیکال : معمولا بیشتر معامله گران در بازار، معاملات خود را به صورت روزانه یا چند روزه و کوتاه مدت انجام می دهند به همین منظور باید علم تحلیل تکنیکال داشته باشند تا بتوانند حرکات قیمت را در بازه های کوتاه مدت تشخیص داده و بتوانند با نوسانگیری روزانه و یا چند روزه سود های شیرینی را نسیب خود سازند.
- تحلیل بنیادی : شرکت های حقوقی و افرادی که قصد معاملات بلند مدت را دارند، نیاز می باشد علاوه بر تحلیل تکنیکال به بنیاد سهم و آینده مالی شرکت مربوطه نیزآگاهیی داشته باشند ،علم تحلیل بنیادی این امکان را به تحلیلگر می دهد تا بتواند آینده سهم مورد نظر را از نظر بنیادی مورد تحلیل قرار دهد.
از چه راه هایی علوم مرتبط با بازارهای مالی را بیاموزیم
چند راه متداول برای آموختن علم معامله گری در بازارهای مالی وجود دارد.که در ادامه به شرح آنان می پردازیم.
- تحصیل در رشته های دانشگاهی مرتبط با بازارهای مالی.
- شرکت در کلاسهای آموزشی خصوصی برای یادگیری تحلیل ومعامله گری .
- شرکت در کلاسهای آنلاین و یادگیری از طریق فیلم های آموزشی که پیشنهاد من برای کاربران این گزینه می باشد زیرا با کمترین هزینه می توانیم بهترین آموزش های را کسب کنیم و خوشبختانه موسساتزیادی در این زمینه در ایران فعال هستند که به عنوان مثال یکیاز بهترین های آنها سایت فرادرس می باشد که تقریبا در تمامی رشته ها دارای آموزش های آنلاین می باشد و در حوزه بازارهای مالیتقریبا تمامی آموزش ها در این خصوصرا پوشش داده است.
عوامل موفقیت در بازار های مالی چیست ؟ و چرا بسیاری از افراد در بازارهای مالی با توجه به داشتن دانش کافی موفق نیستند.
این موضوع می تواند دلایل بسیاری داشته باشد که هر کدام از آنها به تنهایی می تواند نتیجه یک معامله را به شکست منتهی کند.
- نداشتن استراتژی معاملاتی : استراتژی معاملاتی باعث ایجاد ثبات در شیوه معامله افراد و در نتیجه اصلاح معایب استراتژی و بهبود نتایج معاملات به مرور زمان می شود، به عنوان مثال برخی افراد فقط بر روی گروه سهامی خاصی معامله می کنند مثلا گروه پالایشی ها یا برخی افراد در فارکس فقط بر روی طلا معامله انجام می دهند یا برخی از افراد برای تحلیل فقط از پرایس اکشن استفاده می کنند، در واقع استراتژی باعث تسلط آنها بر معاملاتشان شده و احتمال موفقیت آنها را افزایش میدهد.
- نداشتن تسلط بر روی احساسات : یکی از عوامل موفقیت در معاملات توانای معامله گر برای کنترل احساسات می باشد زیرا اگر فرد بهترین استراتژی را داشته باشد ولی نتواند بر احساسات خود فائق آید معاملات خود را در شرایط خوب با ضرر خواهد بست. چون عدم کنترل بر احساسات باعث می شود فرد نتواند به استراتژی معاملاتی خود پایبند بماند.
- نداشتن مدیریت سرمایه : عدم رعایت مدیریت سرمایه نیز به تنهایی می تواند سرمایه معامله گر را به باد دهد.معامله در بازارهای مالی یک سری اصول مهم دارد که حتما باید رعایت شود در غیر این صورت ریسک معامله در بازارهای مالی بسیار بالا خواهد رفت، این موضوع را در نظر داشته باشید که کلا معامله در بازارهای مالی پر ریسک می باشد و عدم رعایت مدیریت سرمایه این ریسک ذاتی بازار را چندین برابر خواهد کرد. به عنوان مثال چند موردی که جزء اصول اولیه مدیریت سرمایه در بازارهای مالی است را در اینجا ذکر می کنیم :
- با پول قرض و وام نباید وارد بازار های مالی شویم.
- پولی باید وارد بازارهای مالی شود که نیاز اصلی ما نباشد .
- هیچ گاه در یک معامله نباید بیش از پنج در صد سرمایه ریسک کرد.
- نباید کل سرمایه خود را درگیر یک معامله کرد .
- نباید پول فروشماشین،زمین و مسکن مورد نیاز خود را به بازار پر ریسک مالی وارد کرد.
- طمع : همواره طمع یکی چالش های بشریت بوده، حس طمع که خداوند در نهاد انسان قرار داده به ذاته بد نیست و یکی از عوامل مهم ریسک معامله شکست ها در حرکت و پیشرفت بشریت می باشد. اما همین طمع اگر کنترل نشود می تواند باعث نابودی انسان گردد، به عنوان مثال در بازار بورس ایران فردی سهمی را برای کسب ده درصد سود خریداری می کند، بازار رشد کرده و سهممورد نظر ده درصد سود ساخته ولی سهم همچنان صف خرید می باشد. وقتی فرد حد سود نداشته باشد و به آن پایبند نباشد و طمع خود را کنترل نکند برای کسب سود بیشتر سهم را به فروش میرسانند همین عامل باعث میگردد تا روز بعد ناگهان بازیگران اصلی، سهام خود را به فروش رسانند و فرد در صف فروش گیر کند در این صورت علاوه بر اینکه فرد سود نکرده حتی ممکن است دچار ضرر نیز بشود.
- رعایت حد ضرر : یکی از عوامل شکست افراد در معاملات عدم رعایت حد ضرر می باشد که خود رعایت نکردن حد ضرر ریشه در نداشتن استراتژی منسجم و پایبند نبودن به استراتژی می باشد، که خود عدم پایبندی به استراتژی نیز ریشه در عدم کنترل فرد بر روی احساسات خویش می باشد. حد ضرر باعث می گردد ضرر های فرد کنترل شود و در واقع خود رعایت حد ضرر به گونه ای مدیریت سرمایه نیز می باشد .
فراگیری دانش معامله گری در بازارهای مالی و رسیدن به کسب درآمد کافی در این زمینه امروزه بسیار آسان گشته و فقط نیاز دارد که فرد بخواهد که یاد بگیرد، با توجه به گسترش فناوری اطلاعات در کمترین زمان بهترین آموزش ها و دوره های آنلاین در دسترس وی خواهد بود. و حتی برای یادگیری این دانش نیاز به خارج شدن از منزل نیز نخواهد داشت . در اینترنت دوره های رایگان و پولی ارزشمندی وجود دارد که فرد با صرف وقت کمی و در برخی مواقع هزینه های بسیار ناچیزی می تواند به بهترین آموزش ها و علوم روز دسترسی پیدا کند در ایران نیز سایتهای زیادی در این زمینه فعالیت دارند مانند سایت فرادرس که در زمینه علوم مختلف از جمله بازارهای مالی و رشته های مختلف دانشگاهی آموزش های ارزشمند خوبی از بهترین اساتید کشور را دارا می باشد.
امروزه شما برای رسیدن به قله های موفقیت و آرزوهای خود تنها چند قدم فاصله دارد و آن چند قدم موارد زیر می باشد
امیدوارم با انتخاب درست و اراده ای قوی تمام قله های آرزوهای خود را فتح کنید.
نویسنده : مصطفی اجارستاقی
کاربران عزیز از همراهی شما بسیار سپاسگزارم ،لطفا برای بهبود کیفی مطالب سایت هوش فعال دیدگاه های ارزشمند خود را با ما به اشتراک بگذارید.
بهترین روش مدیریت معاملات
موفقیت یک تجارت، منحصر به محصولات و خدمات آن نیست. بخش بزرگی از موفقیت شرکتها به نحوه مدیریت تجارت آنها بستگی دارد. اگـر شـرکت هـا افـراد کارآمـد را استخدام نکنند، اگر به درستی بر کار آنها نظارت نکنند، اگر فهرست موجودی را بررسی نکنند و به بودجه پایبند نمانند، حتی با ارائـه بهترین محصولات و خـدمات، در به دست آوردن سود شکست خواهند خورد. این موضوع در حرفه معاملـه گـری نیـز صـادق است. بهترین معامله گرانی که میشناسم در مدیریت معاملات خود بسیار ماهرانه عمل می کنند. مدیریت معامله کاملاً متفاوت از تولید ایده معاملاتی و اجرای آن است و مربوط به کارهایی است که باید بعد از ورود به معامله و قبل از خروج از آن انجام دهید. ممکن است اولین عکس العمل شما در مورد مدیریت معامله این باشد که من کاری انجام نمی دهم. ممکن است بعد از ورود به معامله منتظر بمانید تا قیمت به حد سود یا حد ضرر معامله شما برسد؛ این نوع برخورد، ناکارآمد است. این کار مانند این است که در تمام شعبه ها، ترکیب مشابه ای از محصولات را برای فروش بگذارید، درحالی که در هر محله برخی محصولات بهتر و برخی دیگر بدتر به فروش می رسند.
برای درک اهمیت این موضوع، لحظه ای را در نظر بگیرید که یک معاملـه انـجـام داده اید. در لحظه ورود، اطلاعات کمی در مورد صحت ایده خود دارید؛ اما با ادامه حرکت بازار، اطلاعات تازه ای به دست می آورید که ممکن است از دلایل انجام معاملـه شما حمایت کند یا نکند. فرض کنید که با انتظار کاهش نرخ بهره، معامله ای انجام می دهید و در همان زمان اوراق قرضه، رنج قیمتی خـود را می شکند، این اتفـاق صحت ایده معاملاتی شما را تایید می کند؛ یا فرض کنید که انتظار دارید در بازار سهام یک رو به بالا اتفاق بیفتد، افزایش حجم معاملات و حرکت نمودار به سمت اعداد بالاتر، هر دو از انتظار شما حمایت می کننـد. می توانیـد احتمال موفقیت یا شکست معامله فعال خود را با پیگیری موضوعات و اتفاقات بازار بررسی کنید.
مدیریت معامله، همان تصمیماتی هستند که در حین یک معاملـه فعـال و بر اساس اطلاعات جدید به دست آمده، گرفته میشوند .
یکی از کاربردهای این اطلاعات برای اضافه کردن حجـم بـه معاملـه فعـال اسـت. حجم معاملاتی اولیه ممکن است کوچک باشد اما با به دست آوردن اطلاعات جدید و تائید ایده معاملاتی می توان به حجـم معاملـه افـزود. بـرای هـر ایـده معاملاتی، سرمایه خود را به شش واحد تقسیم کنید. بـه طور معمـول، با یک یا دو واحـد از سرمایه خود وارد معامله شوید و اگر بازار، ایده معاملاتی را تایید کرد، سه یا چهار واحد دیگر به حجم معامله اضافه کنید. به تجربه در خواهید یافت که در صورت اشتباه بودن ایده معاملاتی، عموماً از همان ابتدای ورود به معامله متوجه می شوید که اشتباه کرده اید؛ بدین ترتیب افت سرمایه کوچکی را تجربه می کنید. از طرف دیگر، با تائید ایده معاملاتی و افزایش حجم معامله، سـود خـود را از معاملات خـوب بـه حـداکثر می رسانید. مدیریت معامله به اندازه کیفیت ایده اولیه در عملکرد معاملـه گـران نقـش دارد. نوع مدیریت معامله توسط معاملـه گـر باعـث تفـاوت در میزان سـود معاملانش می شود.
مدیریت معامله بدین معناست که در طول معامله فعال خود اطلاعات را پردازش کنید، نه این که منفعلانه به تماشای ریسک معامله شکست ها معامله خـود بنشینید. مدیریت صحیح معاملـه متفاوت از دنبال کردن بازار است، حتی اگر بازار در جهت مـورد نظر شـما حرکت کند. مدیریت معامله، خود یک روند اجرایی مجزاست، در طی این روند در سطوح مناسب و در اصلاحیها به حجم معامله خود می افزاییم. به عنوان مثال، اگر معاملـه خریـد انـجـام داده اید و بازار در یک حرکت صعودی است، اصلاحیهـا بایـد در ترازهـای بالاتر اتفـاق بیفتند. برای اضافه کردن به حجم معامله در اصلاحی بازار باید مطمئن شوید که نسبت ریسک به سود برای این معامله جدید مناسب است.
پیش از اضافه کردن هر حجمی به معامله فعلی، باید نسبت ریسک به سـود را بـه طـور مجزا برای این معامله جدید ارزیابی کنید.
زمانی که معامله ای کوتاه مدت انجام میدهم، تمایلات میان روزی را به دقت زیر نظر می گیرم و به دنبال نشانه هایی از حضور خریداران یا فروشندگان فعال در بازار هستم. نمودار و مارکت دلتا را نیز پیگیری می کنم. این بررسـی هـا نشـان می دهند که آیا تمایلات بازار در جهت معامله من است؟ اگر تمایلات بـازار در خـلاف جهت معامله من باشد ممکن است برای احتیاط، قبل از رسیدن قیمت به حـد ضـرر از معامله خارج شوم. این نیز بخشی از مدیریت معامله من است. مثلاً اگر در بازار آتی شاخص اس اند پی ۵۰۰ موقعیت خرید داشته باشم و شکستی رو به پایین در بازار آتی راسل ۲۰۰۰ یا حرکتی در جهت ثبت قیمتهای پایین تر در بخش کلیـدی بـازار اتفـاق بیفتد، احتمال صعود شاخص کمتر می شود. با خروج پیش از موعد از معامله، سرمایه خود را حفظ می کنم و برای معامله بعد آماده می شوم.
گرفتن تصمیم معاملاتی درست در بازار مهم است اما مهم تر از آن باید بدانیـد چـه زمانی تصمیم معاملاتی درست گرفته اید. بسیاری از معامله گران موفق بـه خـوبی متوجـه این موضوع می شوند و وقتی حق با آنهاست بر برتری خود پافشاری می کنند. چه بازار در جهت معامله آنها حرکت کند و چه در خلاف جهت آن، توانایی ارزیابی ایده ها و فرضیه های معاملاتی خود را دارند. آنها به این دلیـل معاملـه گـران خـوبی هستند که مدیریت معاملاتشان را به خوبی انجام می دهند.
وظیفه شما برای این درس این است که شیوه مدیریت معامله خود را بـه عنـوان یک منبع سودآوری مجزا ارزیابی کنید. آیا به حجم معاملات خود می افزایید؟ آیا بهترین ایده ها و تصمیمات معاملاتی خـود را فعالانـه اجـرا مـی کـنیـد؟ اگر مانند بسیاری از معامله گران باشید این مورد یکی از بخش های توسعه نیافته از تجـارت معاملـه گـری شماست. شاید مجبور شوید برای تمرین مهارتهای مربوط به مدیریت معاملـه و اضـافه کردن حجم، به معامله گری شبیه سازی بازگردید. باید بتوانید در طـول یک معاملـه فعال، زمان را سازماندهی کنید و اطلاعاتی که با مدیریت ایده شما بیشترین ارتبـاط را دارند مشخص کنید. در کل باید نسبت به موقعیتهایی که تصمیم معاملاتی درست گرفته اید یک ذهنیت تهاجمی داشته باشید.
بسیاری از معامله گران بابت از دست دادن سرمایه خـود از این تجارت خارج می شوند؛ اما معامله گرانی نیز هستند که به دلیل عدم توانایی در استفاده از ایـده هـای معاملاتی برنده و پتانسیل های خود، این کار را رها می کنند. به عنوان مربی معامله گـری خود باید بیشترین استفاده را از دارایی خود ببرید. یک تمـرین خـوب ایـن اسـت که هم زمان با حساب اصلی خود، یک معامله در حساب مجازی باز کنید و حداقل یک بار به حجم معامله در حساب مجازی اضافه کنید. سپس آمار مربوط به معامله ای که با اضافه کردن حجم انجام دادید را بررسی کنیـد، اعـم از میـزان سـود و هیجـانی کـه بـرای آن پذیرفتید و غیره. به طور خلاصه، نحوه مدیریت معامله را مانند معامله گـری یـک بـازار جدید یاد بگیرید. این فرآیند یادگیری شامل منحنی آموزش، تمـرین هـا و بازخوردهای منحصر به خودش می شود. قرار نیست همیشه تصمیمات درستی بگیرید؛ اما باید بدانیـد چه زمان تصمیم درست گرفته اید تا بیشترین بهره را از آن فرصت ببرید.
اگر قبل از رسیدن قیمت به حد زیان، از معامله خارج شدید آن را بررسی کنید. آیا ایـن مدیریت محتاطانه معامله، به حفظ سرمایه شما کمک کرد یا برای شما هزینه داشـت؟ باید تمرینهای مربوط به مدیریت معامله را درک کنید و این که آیا ارزشی برای تجـارت معامله گری شما داشته است یا نه.
چهار دلیل شکست معامله گران فارکس
با درود فراوان، در این مقاله با شما خواهم بود تا چهار دلیل شکست معامله گران فارکس رو خدمت شما بگم تا با استفاده از اونها بتونید در این بازار پرسود، کمترین ضرر رو متحمل بشید.
درسته که خطای انسان ریشه در مسائل مختلفی داره، اما یک معاملهگر بدترین دشمن خودش به حساب میاد. شاید بگید چرا بدترین دشمن؟! اینطور باید بگم که دلیل ضرر مالی و شکست معامله گران فارکس خیلی سادهس؛ مقصر اصلی خود معاملهگران هستند.
برای اینکه دلیل موفقیت معامله گران در بازار فارکس رو بیشتر متوجه بشید، مقاله پنج راه موفقیت در بازار فارکس که باید بشناسید رو مطالعه کنید. البته که انتخاب کارگزار مناسب میتونه نقش کلیدی رو در موفقیت یک معاملهگر بازی کنه، اما تجارت مالی مخصوصا در بازارهای ارز نیازمند برنامهریزی طولانی مدت و دقیق در سطوح مختلف هست.
باید بدونید که یک معاملهگر بدون درک اصول اولیه بازار و تحلیل مداوم این محیط به اصطلاح بیثبات، نمیتونه شروع به معامله کنه. حالا در ادامه چند پیشنهاد برای افرادی که قصد معامله در بازار فارکس رو دارند ارائه خواهم کرد تا بتونند با استفاده از اونها از ضرر مالی احتمالی جلوگیری کنند.
بیش از حد معامله نکنید!
بیش از حد معامله نکنید
معامله بیش از حد و انجام معاملات خیلی بزرگ و مکرر از شایعترین دلایل شکست معاملهگران فارکس محسوب میشه. حالا دلیل این همه معامله بیش از حد چیه؟ نداشتن سرمایه کافی، داشتن اهداف سود غیرواقعی در سر معاملهگر و از همه مهمتر اعتیاد به بازار از دلایل معامله بیش از حد در این بازار هست. بیشتر معاملهگران در جریان هستند که بدون پول نمیشه کسب درآمد کرد.
یکی از مزایای فارکس دسترسی به حسابهای اهرمی بسیار بالاست. با توجه به این مورد معاملهگرانی که سرمایه کمی هم دارند میتونند با پیشبینی قیمت داراییهای مالی، سود زیادی رو کسب کنند و یا برعکس متحمل ضرر زیادی بشن.
با این وجود داشتن سرمایه کافی در یک حساب تجاری، شانس معاملهگر رو توی سودآوری دراز مدت به طور قابل توجهی افزایش میده و از فشار روانی در حین معامله کم میکنه.
وقتی سرمایه کافی وجود داشته باشه، نتیجه این میشه که معاملهگران بخش کوچیکی از سرمایه خودشون رو توی یک معامله ریسک میکنند و در عین حال به سود قابل توجهی میرسند.
حالا حتما میپرسید که چقدر سرمایه برای این کار لازم داریم؟
0.01لات(هر لات به معنی صدهزار) حداقل حجم معاملاتی هست که بروکرها ارائه میکنند. البته باید بگم معامله در حجم کم تنها راه کم کردن ریسک نیست. مبتدیان و معاملهگران هر دو باید به فکر تعیین حد ضرر(Stop-Loss) برای خودشون باشند.
قاعده کلی ریسک برای معاملهگران تازه کار حداکثر یک درصد از کل سرمایه در هر معاملهس. اگه معاملهگران تازه کار با سرمایهای بیشتر از این میزان معامله کنند، احتمال ضرر اونها به شدت افزایش پیدا میکنه. استفاده متعادل و با احتیاط از اهرم توی معاملات کوچیک روش خوبی برای حفظ سرمایه در درازمدت هست.
همونطور که گفتم اعتیاد داشتن به معامله یکی دیگه از دلایل ضرر مالی معاملهگران فارکس هست. اونها همش قیمتها رو دنبال میکنند. معامله در بازههای زمانی کوتاه با جفت ارزهای متغیر در بازاری که مدام در حال افزایش هست، ممکنه در فرد معاملهگر آدرنالین زیادی رو ترشح کنه و باعث ایجاد هیجان زیادی در اون بشه.
البته همونطور که میدونید اون طرف قضیه هم خیلی مهمه و اگه بازار در جهت غیرمنتظره حرکت بکنه، امکان ایجاد استرس زیاد وجود داره. معاملهگران همیشه باید یک استراتژی خروج واضح داشته باشند تا اگه هیچ چیزی طبق برنامه پیش نرفت از این سناریو جلوگیری کنند.
معاملهگران باهوش در این مواقع میدونند که نباید برای هر چیزی ریسک بکنند و هر اقدامی ارزش ریسک کردن نداره. اونها کاملا میدونند الان زمان درستی هست برای اینکه از معامله دست بکشند و به فکر حفظ مانده حساب خودشون باشند. شما به عنوان یک معاملهگر باید بدونید که فردا هم به بازار دسترسی دارید و امکان فرصتهای تجاری جدید برای شما وجود داره.
اگه در جایگاه معاملهگر صبر و شکیبایی رو به عنوان قدرت خودتون ببینید و فکر نکنید که یک ضعف از طرف شماست، خیلی زود به درصد بالایی از معاملات سودآور دست پیدا خواهید کرد. شاید پیش خودتون فکر کنید این حرف من تناقض داره! اما گاهی اوقات امتناع از ورود به بازار، بهترین روش برای سودآوری یک معاملهگر فارکس محسوب میشه.
با شرایط بازار سازگاری داشته باشید
با شرایط بازار سازگاری داشته باشید
یکی دیگه از دلایل ضرر و شکست معامله گران فارکس داشتن این تصور غلط هست که با داشتن یک استراتژی تجاری اثبات شده، میشه به تعداد زیادی از معاملات سودآور دست پیدا کرد.
بازارها بیثبات هستند؛ اما باید بدونید که در بازار ثابت و یکنواخت هم نمیشه معامله کرد.
بنابراین بخاطر همین بیثباتی بازار، معاملهگران باید بتونند تغییرات بازار رو ردیابی کرده و خودشون رو با هر تغییری وفق بدن.
شاید بگید که این تغییرات ما رو در معرض ریسکهای جدیدی قرار میده، کاملا درسته! اما بخاطر همین تغییرات فرصتهای جدیدی هم بوجود میان.
یک معاملهگر حرفهای و زبردست به جای ترس از این تغییرات باید از اونها بیشترین بهره لازم رو ببره.
نوسانات بازار تاثیر زیادی روی عملکرد تجاری داره. یک معاملهگر باید جدیدترین نشریات مالی رو بررسی کنه و با دونستن میانگین ناپایداری، بتونه بازار روندی (Trending Market) رو به خوبی از بازار بیخطر (Ranging Market) تشخیص بده.
معاملهگران باید نسبت به این مسئله آگاه باشند که نوسانات بازار ممکنه در طی ساعتها، روزها، ماهها و حتی سالها پراکنده بشه. یک معاملهگر همیشه باید از استراتژیای پیروی کنه که مطابق با نوسانات موجود در شرایط کنونی بازار باشه.
پیگیری نشریات مالی از اهمیت بالایی برخورداره حتی اگه استراتژی منتخب اصولی نباشه. تصمیمات سیاست پولی مثل نرخ بهره و یا اطلاعات اقتصادی در مورد بیکاری و اعتماد مصرفکننده، میتونه تمایل جامعه تجاری رو دچار تغییر کنه.
جالبه بدونید واکنش بازار به این حوادثی که اشاره کردم، تاثیر زیادی روی عرضه و تقاضای ارزهای مربوطه میذاره. نهایتا، اگه نتونیم بازارهای گرایشی رو از بازارهای بیثبات تشخیص بدیم، باعث اعمال ابزار تجاری اشتباه در زمان نامناسب میشه که این موضوع میتونه ضربه زیادی به ما وارد کنه.
مدیریت ریسک قوی داشته باشید
مدیریت ریسک قوی داشته باشید
مدیریت ریسک نامناسب باعث میشه تا معاملهگران فارکس به سرعت دچار ضرر مالی بشن. اینکه پلتفرمهای تجاری مجهز به مکانیسمهای اتوماتیک حد سود(Take-Profit) و حد ضرر(Stop-Loss) هستند به هیچ وجه اتفاقی نیست.
تسلط روی اونها به ریسک معامله شکست ها حد قابل توجهی شانس معاملهگران رو برای موفق شدن افزایش میده. معاملهگران نهتنها باید از وجود این مکانیسمها مطلع باشند، بلکه باید بتونند اونها رو به شکل درست و مطابق با نوسانات بازار به کار بگیرند. توجه به نسبت ریسک به ریوارد یکی از مهمترین بخشهای یک مدیریت ریسک خوب به حساب میاد.
نسبت ریسک/پاداش یک معیار سنجشی هست که توی برنامهریزی به معاملهگران کمک میکنه تا بدونند اگه معامله طبق برنامه پیش بره چقدر سود و اگه طبق برنامه پیش نره چقدر ضرر میکنند.
از یک برنامه تجاری پیروی کنید
از یک برنامه تجاری پیروی کنید
خُب معاملهگران فارکس به چه علتهای دیگهای ضرر میکنند؟ به نظرم دیدگاه ضعیف و ناتوانی در آمادگی برای شرایط فعلی بازار توی این موضوع نقش مهمی داره.
به شما توصیه اکید دارم که با تجارت مالی مثل یک نوع کسبو کار برخورد کنید، چون واقعا همینطوره.
هر پروژه تجاری جدی، به یک برنامه جدی تجاری نیاز داره. یک معاملهگر حرفهای باید با تلاش و صرف وقت یک استراتژی تجاری کامل برای خودش مهیا کنه.
یک برنامه تجاری در کمترین حالت باید نقاط بهینه ورود و خروج معاملات، قوانین مدیریت پول و نسبت ریسک/پاداش رو در نظر بگیره.
معاملهگران فارکس به دو دسته تقسیم میشن:
دسته اول از بازار سهام و بازارهای مالی دیگه، رانده شده و بخاطر شرایط تجاری بهتر و یا سرمایهگذاری داراییهای خودشون به فارکس رو آوردن. دسته دوم معاملهگران تازه کاری هستند که از قبل توی هیچ بازار مالیای معامله نداشتند.
کاملا طبیعی به نظر میرسه که دسته اول بخاطر تجربهای که دارند، توی معاملات فارکس موفقیت بیشتری رو بدست بیارن. اونها جواب سوالاتی که برای معاملهگران تازه کار پیش میاد رو به خوبی میدونند! سوالاتی مثل چرا معاملهگران فارکس شکست میخورند؟ یا چرا همهی معاملهگران دچار شکست میشن؟ دلیل شکست معامله گران فارکس توی جیب اون هاست.
نکته مهم اینجاست که معاملهگران با تجربه در قبال سود انتظاراتی واقعبینانه دارند. انتظارات واقعبینانه بعضی از فشارهای روانی تجارت رو کم میکنه.
در این بین بعضی از معاملهگران با تجربه هم هستند که توی معامله غرق احساساتشون میشن و پشت سر هم تصمیمات اشتباه میگیرند. این موضوع از مهمترین دلیل شکست معامله گران فارکس هستش.
نکتهای که باید معاملهگران تازه کار بدونند این هست که نمیشه در بازار فارکس به سرعت ثروتمند شد. فارکس هم مثل هر تجارت یا شغل دیگهای، دورههای خوب و بد همراه با ریسک و پاداش داره.
بهترین متحد شما در این کار صبر و یکپارچگی شماست. نیازی نیست معاملهگر توی یک یا دو معامله بزرگ حتما به ثروت کمی برسه. چون این موضوع به عادت بد تجاری و ضرر قابل توجهی در طول زمان تبدیل خواهد شد.
بهترین گزینه برای شما، رسیدن به نتایج مثبت از طریق معاملات کوچیکتر در طول ماهها و سالهاست. امیدوارم از مقاله چهار دلیل شکست معامله گران فارکس بهره لازم رو برده باشید و باعث افتخار ماست که نظرات خودتون رو با مجموعه آموزش فارکس به اشتراک بذارید.
دیدگاه شما